شمس الدين حافظ
135
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
51 - « چه حاجت ؟ ! » خلوت گزيده را ، به تماشا چه حاجت است ؟ * چون كوىِ دوست هست ، به صحرا چه حاجت است ؟ جانا به حاجتى كه ترا هست با خداى * كاخر دمى بپرس كه ما را چه حاجت است ؟ اى پادشاهِ حُسن ، خدا را بسوختيم * آخر سؤال كن كه گدا را چه حاجت است ؟ اربابِ حاجتيم و زبانِ سؤال نيست * در حضرت كريم تمنّا چه حاجت است ؟ محتاجِ قصّه نيست ، گرت قصدِ جانِ ماست * چون رُخ از آنِ تست ، به يغما چه حاجت است ؟ جامِ جهاننماست ، ضميرِ منيرِ دوست * اظهارِ احتياج خود آنجا چه حاجت است ؟ آن شد كه بارِ منّتِ مَلّاح بُردمى * گوهر چو دست داد ، به دريا چه حاجت است ؟ اى عاشقِ گدا ، چو لبِ روحبخشِ يار * مىداندت وظيفه ، تقاضا چه حاجت است ؟ اى مدّعى برو كه مرا با تو كار نيست * احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است ؟ حافظ تو ختم كن كه هنر خود عيان شود * با مدّعى نزاع و مُحاكا چه حاجت است ؟ * توضيحات : تماشا ( سير و سياحت - تماشى - تمنا ) خدا را ( براى خدا ) منير ( اسم فاعل باب افعال ( اناره ) - نورانى ) آن شد ( روزگار رفت ) ملاح ( صيغه مبالغه ملاحت - كشتىبان ) اعدا ( دشمنان ) وظيفه ( مستمرى - مقررى ) محاكا ( باهم سخن گفتن ) گزيده ( اختيار كرده ) دست داد ( مالك شديم ) دريا ( مجاز از زحمت و رنج دريا ) خدا را بسوختيم ( را - حرف اضافه - براى رضاى خدا ما سوختيم ) معنى بيت ( 3 ) ( اى پادشاه زيبايى ما سوختيم و كباب شديم ، محض رضاى خداوند از اين گدا و فقير كوى خود سؤال كن و بپرس كه چه حاجت دارد ) معنى بيت ( 4 ) ( ما نيازمنديم ولى زبان درخواست نداريم ، آرى در پيشگاه بخشندگان دلآگاه نيازى به گفتن نمىباشد ) معنى بيت ( 6 ) ( دل روشن يار جام جهانبين است كه نقش هر چيز را در خود تواند ديد و از نياز عاشقان آگاه مىباشد پس احتياجى به گفتن نيست ) معنى بيت ( 8 ) اى عاشق بيچاره ، از آنجايى كه لب جانبخش دوست ، رزق و روزى و مقررى تو را كه بوسهء جانان مىباشد ، تشخيص مىدهد ، نيازى به درخواست كردن ، نمىباشد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - همه چيز براى انجام اين نيت كاملا مهيا و آماده مىباشد و جاى هيچگونه نگرانى نيست ، زيرا اين نيت برآورده مىشود اما دو عامل را مىطلبد يكى آنكه از حسودان و بدانديشان دورى كنيد و راز دل را با آنان در ميان مگذار و ديگر اينكه اندكى صبر و مقاومت داشته باش . 2 - نياز به سفارش اين و آن نمىباشد ، بر خدا توكّل كن و سوره مباركه « الروم » آيههاى 30 تا 60 را با معنى و حضور قلب بخوان ، گشايش حاصل مىشود . 3 - شخصى موى بلند و سينه و ابرو و قدّى كوتاه با ناخنهاى نسبتا بلند در صدد ضربه زدن است ، از او دورى كنيد . 4 - او خيلى شما را دوست دارد ، حيف است كه موجب رنجش قلب او مىشويد ، بدانكه او در كارش مبتدى و ناوارد است پس اگر كارى را انجام مىدهد به علت ناپختگى و بىتجربگى اوست ، به همين جهت به طور ناخودآگاه انجام مىدهد ، سياستمدارانه به او ياد دهيد . 5 - بسيار طنّاز ، عشوهگر ، فتّان ، آدابدان و موقر هستيد و خيلى ميل داريد از شما تعريف كنند كه حقيقا لياقت تمجيد هم داريد . 6 - مسافر مىآيد ، از گمشده اطلاع پيدا مىكنيد ، ازدواج و طلاق هر دو زود است ولى بيمار شفا مىيابد و از او خبرى دريافت مىكنيد . 7 - چرا به خود رنج مىدهى و با خود درگيرى دارى ، ادامه اين وضع موجب مىشود كه بر سر دو راهى قرار گيريد ، پس اگر دچار اين وضع شدى فورا با يكى از اقوام نزديك مشورت كنيد كه ترديد موجب نااميدى است ، درحالىكه ترديد شما ابدا معنى ندارد ، اين نيت عملى مىگردد و سود سرشارى كه فكرش را هم نمىكردى ، نصيب شما خواهد شد . 8 - بازنده : هنگامى كه از ديگران بدرفتارى مىبيند ، خشم و ناخشنودى خويش را بر زبان نمىآورد و زجر مىكشد و با انتقام گرفتن از خود شرايط بدترى را پديد مىآورد اما برنده : در چنين شرايطى آزادانه رنجش خود را بيان مىكند و تخليه احساس مىكند ، سپس مسئله را فراموش مىكند .